حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

اولین عید سعید فطر با حسنا خانم

فرشته آسمونی ما ، اولین ماه رمضونت هم به پایان رسید ، قبول باشه عزیزدلمون ، تو این عید سعید فطر شما فقط 5 ماه و 11 روزت بود و از اینکه تو در کنار من و بابا بودی و پول فطریه در دستان قشنگ تو هم رد شد خیلی خوشحال بودیم ، خدایا هزاران مرتبه شکر که حسنا رو دادی     تعطیلات عیدفطر که 4 روز بود به روستای پدری بابا حسن رفتیم     یه روز از این تعطیلات رو به اتفاق خانواده عموینا به همدان  که نزدیک اراک  بود رفتیم ، صبح رفتیم بازارش و برای ناهار هم به گنج نامه رفتیم ، خیلی خوش گذشت.   اینجا هم تو حیاط عمه بابا داری تیراندازی می کنی ، قربونت بریم الهی که از هم...
10 شهريور 1393

تعطیلات خردادماه در نهرپشته

حسنا جون تعطیلات 14 ام و 15 ام خرداد ماه رو سه نفری به روستای پدری بابا حسن در نهرپشته رفتیم ، خیلی خوش گذشت. رفتنی به صورت تفریحی از مسیر تفرش رفتیم و مسیر 4 ساعته تا روستا حدود 6 ساعت طول کشید ولی خیلی خوب بود شما طبق معمول نصف مسیر رو خواب بودی و به جاده تفرش که رسیدیم می خواستیم بیدارت کنیم بیای جلو که از طبیعت سه تایی لذت ببریم که خودت بیدار شدی.   اینجا هم که خیلی خوش آب و هوا بود جاده تفرش نرسیده به شهر تفرشه.   تو شهر تفرش به آرامگاه پروفسور دکتر حسابی رفتیم که ما ارادت ویژه ای به ایشون داریم و همیشه همت و پشتکار ایشون رو خیلی خیلی دوست داشتیم ،در اونجا برای ایشون فاتحه فرستادیم و از خدا خواستم شما هم مث...
11 تير 1393

پابوسی امام رضا (ع)

حسنا جون 29 ام خردادماه ، زمانی که شما فقط 3 ماه و یک روزت بود این افتخار نصیبمون شد که به پابوسی امام رضا (ع) رفتیم و شما مشهدی حسنا شدی . 4 روز اونجا بودیم که خیلی خوش گذشت عزیزما اولین زیارت امام رضا (ع) رو با مامان انجام دادی ، خیلی عالی بود ، قسمت خانم ها شلوغ بود و مامان به خاطر اینکه به جمعیت فشار نیاره نمی تونست شما رو نزدیک ضریح مطهر ببره ولی قسمت آقایون که خلوت تر بود وقتی با بابا زیارت رفته بودی ، بابا شما رو موفق شده بود جلو ببره و ضریح مطهر امام رضا (ع) رو ببوسی و دستای کوچولوتو به ضریح مطهر بزنی.                      ...
26 خرداد 1393

اولین سفر شمال حسنا جون

فرشته دوست داشتنی مامان و بابا ، شما 2 ماه و 21 روزت بود که به شمال ، شهر نور ، خونه خاله آزاده اینا رفتیم خیلی خوش گذشت .   حسنا جون ، این عکس رو درمسیر رفت به شمال ، کنار سد کرج گرفتیم.   این عکس رو قبل از اینکه بیرون بریم با سارا جون گرفتی ، ماشاله هر دو خیلی نازید           بابا حسن دستامو ول کن میخوام برم با سارا بازی کنم   دخمل خوشگلمون ، تو قسمت هایی از مسیر ، تو کرییر گذاشتیمت ماشاله خیلی آروم بودی و زود خوابت می برد و اصلا گریه نکردی ولی وقتی به پیچ ها رسیدیم آوردیمت جلو پیش خودمون که اذیت نشی، فدات بشیم که ماشاله انقدر خانم و...
13 خرداد 1393

سیزده بدر در نهر پشته

سیزده بدرت مبارک یکی یدونه ما الهی قربونت بریم که داری سبزه گره میزنی ، فرشته ما اینجا 44 روزته       جگرگوشه ما ، انشاله با جمع شدن هفت سین نوروزیمون، قرآنش نگهدارت، آینه اش روشنایی زندگیت، سکه اش برکت عمرت،سبزیش طراوت و شادابی دلت، ماهیش شوق ادامه زندگیت باشه ، سیزدت بدر   ...
20 فروردين 1393

اولین حضور حسناجان در دیار پدریش

دخمل قشنگمون این عکسارو موقعی که تو اراک بودیم و می خواستیم بریم عیددیدنی گرفتیم تو اولی35 روزه و تو دومی 36 روزته ، عزیزدلمون ماشاله چقدر هم لباسات بهت میاد ، مبارکت باشه جیگرمون       این عکس رو هم تو مزرعه حسین آباد گرفتیم ، گلم اینجا 36 روزته ،هزارماشاله چیزی نمونده که چلت دربیاد و بیقراری های شبونت تموم شه ،فدات بشیم که ماشاله داری بزرگ میشی     ...
16 فروردين 1393